من برای ارتقای مطالب این وبلاگ یک نظر سنجی گذاشتم . لطفا برای بهبود این وبلاگ حتما در نظر سنجی شرکت کنید.باتشکر
بازار های سرمایه اصولا به دو بخش اساسی تقسیم بندی می شوند:
بازار اولیه
بازار ثانویه
بازار اولیه بازاری است كه در آن سهام شركتها برای اولین بار عرضه میشود. در حقیقت این بازار ، مركز تأمین سرمایه اولیه شركتهاست. داد وستدهای بعدی سهام در بازار ثانویه انجام می گیرد. در بازار سرمایه ، بورس اوراق بهادار مهم ترین نهاد بازار ثانویه برای معاملات اوراق بهادار به شمار می رود كه در آن بر اساس میزان عرضه و تقاضا ، سهام شركتها روزانه قیمت گذاری می شوند.
بنابراین بازار ثانویه شامل خریداران و فروشندگان سهام اوراق قرضه ای است که قبلا انتشار یافته است و كلیه سهامدارانی كه در موقع عرضه اولیه سهام شركتی (بازار اولیه) ، اقدام به خرید اولیه سهام شركت نموده و هم اكنون مالك سهام شركت هستند ، می توانند اوراق قرضه خود را در بازار ثانویه (بورس) و از طریق شركتهای كارگزاری به قیمت روز ، به فروش برسانند البته به شرطی كه شركت مورد نظر در بورس پذیرفته شده باشد.
شایان ذکر است بازار ثانویه به دو شکل می تواند نمود پیدا کند:
الف ـ بازارهای سازمان یافته که همان بورس اوراق بهادار می باشند.
ب ـ بازارهای سازمان نیافته که همان بازارهای خارج از بورس یا فرابورس(OTC) می باشند.
اصولأ زمانی که واحدهای تجاری به سرمایه بیشتری احتیاج داشته یا مشکل نقدینگی دارند می توانند این وجوه را از طریق فروش اوراق بهاداری نظیر سهام یا اوراق قرضه تأمین نمایند. این واحدها اوراق منتشره را به موسساتی تحت عنوان بانکهای سرمایه گذاری می فرشند و این بانکهای سرمایه گذاری در واقع حکم بازاریاب را برای ای اوراق بهادار دارند. همه این وقایع در بازاری تحت عنوان بازار اولیه صورت می گیرند. سپس این بانکها اوراق بهادار را به عموم سرمایه گذاران عرضه می کنند.
به طور كلی یكی از تفاوتهای مهم بازاراولیه با بازارثانویه در این است که در بازار اولیه عرضه کننده سهم ، سهام را مستقیما به سرمایه گذار فروخته و واسطه ای میان خریدار و عرضه كننده سهم حضور ندارد. معمولأ شركتها این كار(عرضه سهام) را از طریق بانك های سرمایه گذاری انجام می دهند. همچنین در بازار ثانویه تنها سهام شركتهای پذیرفته شده در بورس مورد داد و ستد قرار می گیرد در حالیكه در بازار اولیه ممكن است سهام شركتی كه در بورس پذیرفته نشده است نیز توسط افراد مورد معامله و خرید و فروش قرار گیرد. به هرحال در بازار اولیه، سهام شرکت هایی خرید و فروش می شوند که به هر دلیلی در بورس وارد نشده است که از جمله آنها موقع تاسیس شرکتها می باشد. شایان ذكر است كه برای بازار اولیه مكان خاصی تعریف نشده است و فقط اصطلاحی است که در مقابل بازار ثانویه به کار می رود. در بازار اولیه سهامداران شركت باید برای كسب اطلاعات لازم در مورد سهم به خود شركت مراجعه نموده و مستقیمأ با خود آن شركت ارتباط برقرار نمایند.
سرمایه و سرمایه گذاری
سرمایه از مهم ترین عوامل تجارت بوده و بزرگ ترین وسیله جلب منفعت است. هر شرکت باید دارای سرمایه باشد، تا بتواند نتیجه ای از عملیات خود را که تجارت است برده و منتفع شود. به طوریكه اهمیت شرکت های تجاری را از سرمایه آنها می توان درک کرد.
در حوزه اقتصاد خرد ، به تغییرات موجودی سرمایه ، سرمایه گذاری گفته می شود. سرمایه گذاری نیز خود به دو قسمت تقسیم می شود:
سرمایه گذاری خالص
سرمایه گذاری ناخالص
تفاوت بین سرمایه گذاری خالص و سرمایه گذاری ناخالص در استهلاك است. به بیان دیگر سرمایه گذاری خالص برابر است با سرمایه گذاری ناخالص منهای استهلاك. اگر استهلاك برابر صفر باشد در اینصورت سرمایه گذاری خالص مساوی سرمایه گذاری ناخالص خواهد بود. رابطه بین سرمایه گذاری خالص ، سرمایه گذاری ناخالص و استهلاك به یك استخر تشبیه می شود. آبی كه وارد استخر می شود سرمایه گذاری ناخالص ، آبی كه از استخر خارج می شود استهلاك و آبی كه درون استخر است سرمایه نام دارد.
برای سرمایه حداکثری تعیین نشده و شرکاء به هر مقدار بتوانند ممکن است سرمایه را افزایش دهند. در بعضی از ممالک اروپا حداقلی جهت سرمایه شرکت های سهامی معلوم شده، و در کشور ما هم به موجب ماده 5 اصلاحی اسفند 1347 مقرر گردیده در موقع تأسیس، سرمایه شرکت های سهامی عام از پنج میلیون ریال و سرمایه شرکتهای سهامی خاص، از یک میلیون ریال نباید کمتر باشد. مسلم است هیچ موقع سرمایه شرکت های سهامی عام یا خاص از این مبالغ نباید کمتر باشد و اگر کمتر شد به شرحی که گذشت در صورتی که شرکاء تا یک سال جبران ننمایند یا شرکت را به نوع دیگر تبدیل نکنند حکم به انحلال شرکت داده خواهد شد. سرمایه ممکن است نقدی یا غیر نقدی باشد. سرمایه نقدی که اکثر شرکت های سهامی دارند وجه نقد است. سرمایه غیر نقدی مال یا امتیاز یا عملی است که شرکاء در ازاء قیمت سهام خریداری شده می پردازند. در اقتصاد مارکسیستی آن بخش از سرمایه که به صورت وسایل تولید، ابزار کار و مواد خام نمود می یابد را سرمایه ثابت می نامند. همچنین به آن بخش از سرمایه که به صورت نیروی کار در فرآیند تولید (و گاهی توزیع کالا با سرمایه ثابت ترکیب می شود) سرمایه متغیر اطلاق می شود. از نظر مارکس سرمایه متغیر سرچشمه ارزش اضافی است، زیرا فقط نیروی کار می تواند ارزشی بیش از ارزش خود خلق کند.
سرمایه گذاری می تواند به صورت القایی ، خارجی ، مستقل و مستقیم انجام گیرد. برای مثال سرمایه گذاری خانوارها در اوراق بهادار شرکتها نوعی سرمایه گذاری مستقیم محسوب می شود. سرمایه گذاری می تواند در زمینه های مختلف انجام گیرد. برای مثال سرمایه گذاری در بخش صنعت ، بخش كشاورزی ، سرمایه گذاری در مسكن و داراییهای ثابت و یا سرمایه گذاری در بورس و سایر موارد كه عمومأ هر گونه سرمایه گذاری با نوعی ریسك همراه است كه سرمایه گذاران باید موقع سرمایه گذاری به آن توجه نمایند. برای نمونه سرمایه گذاری در بورس ، مستلزم كسب اطلاعات كامل در مورد سهام شركت مورد نظر می باشد كه می تواند هم اثرات مثبت و هم اثرات منفی داشته باشد. به طور خلاصه تقویت سرمایه گذاری در كشور مهمترین عامل برای رونق بورس است. اگر سرمایه گذاری تقویت شود در اینصورت می توان انتظار رونق اقتصادی بورس را داشت. البته توجه داشته باشید که مفهوم سرمایه گذاری و سرمایه در اقتصاد کلان با اقتصاد خرد متفاوت است. به عنوان مثال اگر شما قطعه زمینی خریداری کرده باشید از نظر فردی در چارچوب اقتصاد خرد ، شما سرمایه گذاری کرده اید و به سرمایه شما اضافه شده است ولی در حوزه اقتصاد کلان کشور ، سرمایه گذاری صورت نگرفته است. زیرا به ظرفیت و توان تولیدی جامعه اضافه نشده است. بنابراین در حوزه اقتصاد کلان منظور از سرمایه گذاری فقط خرید داراییهای فیزیکی جدید است و خرید داراییهای فیزیکی موجود و یا خرید داراییهای مالی (سهام ، اوراق قرضه) ، سرمایه گذاری محسوب نمیشود. بنابراین باید گفت نه تنها سرمایه گذاری داخلی باید در کشور تقویت گردد بلکه لازم است سرمایه گذاری خارجی نیز گشترش یافته و برای گسترش آن راهکارهای خاصی لازم است اجرا گردد. جذب سرمایه های داخلی و خارجی در حقیقت یکی از اهداف عالیه بازار سرمایه بوده و باید گفت سازمان بورس باید آماده پذیرش سرمایه های خارجی باشد. بورس باید از سرمایه گذاران خارجی حمایت نموده و از آنان استقبال نماید.
از جمله مزایای سرمایه گذاری خارجی می توان به چند نمونه زیر اشاره نمود:
ـ جذب سرمایه های خارجی باعث ادغام بورس ایران در بورس های بین المللی خواهد شد.
ـ رونق اقتصادی را در کشور به وجود می آورد.
ـ موجب ارتقاء و بهبود تولیدات شرکتهای سرمایه گذاری در کشور می شود.
ـ زمینه حضور کشورمان را در بازارهای مالی و اقتصادی دیگر کشورها فراهم می سازد.
ـ کشورمان را به سمت جهانی شدن اقتصاد یا اقتصاد جهانی سوق می دهد و ...
ولی متأسفانه در این خصوص با موانعی نیز رو به رو هستیم که راه را برای سرمایه گذاری خارجی ناهموار می سازند از قبیل نظام مالیاتی ، چسبندگی قانون کار و سخت گیریهای غیر لازم ، بروكراسی فزاینده، فساد مالی و اقتصادی، تاخیر در صدور ویزا و عدم كیفیت اطلاعات و شفاف سازی آنها و نیز عدم ایجاد فضایی امن برای سرمایه گذاری و در نهایت حمایت ضعیف دولت از سرمایه گذاران خارجی و دگر عوامل می باشد. در واقع نقش بازار سرمایه جذب سرمایه های مردمی و غیر بومی است. بازار سرمایه مركز جذب سرمایه است. برای جذب سرمایه های خارجی در درجه اول ایجاد امنیت اقتصادی و سیاسی لازم است. هیچ فردی حاضر نیست در كشوری كه فاقد امنیت اقتصادی است سرمایه گذاری نماید.
پس به طور خلاصه همانطور که گفته شد سرمایه گذاری به معنای تغییر در حجم سرمایه در طی یک دوره بوده و به بیان دیگر سرمایه گذاری مشتق سرمایه است نسبت به زمان و سرمایه انتگرال سرمایه گذاری است. سرمایه گذاری در حقیقت تشکیل سرمایه است. همچنین همانگونه که اشاره شد سرمایه آن بخش از کالاها است که تولید کننده کالاها و خدمات دیگر هستند مانند ماشین آلات و تجهیزات یک شرکت برای تولید محصولات مختلف.
راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست
آن جا جز آن که جان بسپارند چاره نیست
هر گه که دل به عشق دهی خوش دمی بود
در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست
ما را ز منع عقل مترسان و می بیار
کان شحنه در ولایت ما هیچ کاره نیست
از چشم خود بپرس که ما را که میکشد
جانا گناه طالع و جرم ستاره نیست
او را به چشم پاک توان دید چون هلال
هر دیده جای جلوه آن ماه پاره نیست
فرصت شمر طریقه رندی که این نشان
چون راه گنج بر همه کس آشکاره نیست
نگرفت در تو گریه حافظ به هیچ رو
حیران آن دلم که کم از سنگ خاره نیست
حسابداری یك سیستم است كه در آن فرآیند جمعآوری، طبقهبندی ، ثبت، خلاصه كردن اطلاعات و تهیه گزارشهای مالی و صورتهای حسابداری در شكلها و مدلهای خاص انجام میگیرد. تا افراد ذینفع درون سازمانی مثل مدیران سازمان و یا برونسازمانی مثل بانكها، مجمع عمومی سازمان مورد نظر و یا مقامات مالیاتی بتوانند از این اطلاعات استفاده كنند. به همین دلیل فردی كه تحصیلات دانشگاهی ندارد، بیشتر دفتردار است تا حسابدار. چرا كه گزارشهای این دسته از افراد مطابق استاندارد نیست و پردازش كافی نمیشود و بیشتر تراز حسابها میباشد. برای مثال یك حسابدار تجربی نمیتواند براحتی بین دارایی كوتاه مدت و بلند مدت تفاوت قائل شود و یا نمیداند كه چگونه باید معاملات ارزی را در دفاتر ثبت كرد.
حسابداری به عنوان یك نظام پردازش اطلاعات، دادههای خام مالی را دریافت نموده، آنها را به نظم در میآورد.
محصول نهایی نظام حسابداری گزارشها و صورتهای مالی است كه مبنای تصمیمگیری اشخاص ذینفع (مدیران ، سرمایهگذاران ، دولت و …) قرار میگیرد.
ماهیت :
یك حسابدار متخصص، در آینده میتواند مدیر مالی یك سازمان یا شركت گردد یعنی میتواند به مدیریت یك شركت ایده بدهد كه منابع موجودش را در چه راههایی سرمایهگذاری نماید تا استفاده بهینه كند و یا اگر شركت به منابع مالی جدید نیاز داشت یك مدیر مالی بر اساس دانش آكادمیك خود میتواند بگوید كه از چه طریقی باید تامین مالی كرد. و مجموع این فعالیتها خارج از توانایی یك حسابدار تجربی است.
«حسابداری یك سیستم اطلاعاتی است كه با فراهمكردن اطلاعات لازم كمك میكند تا سرمایهگذارها، اعتبار دهندگان، مدیران و دولت نسبت به مسائل اقتصادی بهتر بتوانند، تصمیم بگیرند. برای مثال اگر شخصی بخواهد در یك شركتی سرمایهگذاری كند، تمایل دارد كه وضعیت مالی آن شركت و یا نتایج عملیات آن شركت را در طی سالهای قبل بداند. موضوعاتی كه به صورت گزارشهای مالی توسط حسابداران تهیه میشود.
«حسابداری به منظور جوابگویی به نیازهای انسان به وجود آمده است. به همین دلیل با گذشت زمان و به موازات گسترش فعالیتهای اقتصادی و افزایش پیچیدگی آن ، هدفها و روشهای حسابداری برای جوابگویی به نیازهای اطلاعاتی، توسعه یافته است. چرا كه اشخاص، شركتها و دولت برای تصمیمگیری در مورد توزیع مناسب منابع مالی نیاز به اطلاعاتی قابل اتكا دارند كه این اطلاعات را به یاری حسابداری میتوان به دست آورد. از سوی دیگر انجام سرمایهگذاری یكی از مواد ضروری و اساسی در فرآیند رشد و توسعه اقتصادی كشور است و سرمایهگذاران نیز از بعد عرضه سرمایه، تا حد امكان سعی دارند منابع مالی خودرا به سویی سوق دهند كه كمترین ریسك و بیشترین بازده را داشته باشد. یعنی به دنبال برآورد ریسك سرمایهگذاریها خواهند بود. این در حالی است كه یكی از مبانی اساسی برای محاسبه ریسك بازار شركتها ، استفاده از اطلاعات تولید شده توسط سیستم حسابدای است.
رشته حسابداری از جمله رشتههایی است كه از داوطلبان هر سه گروه آزمایشی ریاضی و فنی ، علوم تجربی و علوم انسانی دانشجو میپذیرد.
آینده شغلی ، بازار كار ، درآمد:
به نظر میرسد فارغالتحصیلان دورههای تحصیلات تكمیلی این رشته، آمادگی و پختگی بیشتری برای حضور در بازار كار دارند.
نتیجه یكی از تحقیقات دانشگاه «كلمبیا» مبنی بر این بود كه از از دهه 70 به بعد همه شركتهای موفق، شركتهایی بودهاند كه مدیر آنها تحصیلات مالی داشته است. چون از این دهه به بعد اطلاعات نقش مهمی پیدا كرده است و مهمترین اطلاعات نیز، اطلاعات مالی است كه تاثیر بسیاری در تصمیمگیری روسای شركتها دارد.
«فرصتهای شغلی یك حسابدار بسیار گسترده است و از پایینترین سطح تا بالاترین سطح را در بر میگیرد. و با وجود این كه در دانشگاههای مختلف كشور اعم از دولتی ، غیرانتفاعی و آزاد، دانشجویان بسیاری در رشته حسابداری تدریس میكنند اما تعداد فارغالتحصیلان بیكار این رشته از بیشتر رشتهها كمتر است. چون از یك موسسه كوچك گرفته تا بزرگترین كارخانههای كشور حداقل برای تهیه اظهارنامه مالیاتی به حسابدار نیازمند هستند.
همچنین دانش حسابداری در بخش مالیات كاربرد وسیعی دارد. چون محاسبه سود به یاری حسابداری امكانپذیر است و تعیین مقدار سود نیز مبنای محاسبه مالیات شركتها اعم از دولتی و خصوصی میباشد.
فارغالتحصیلان این رشته پس از اتمام تحصیل میتوانند در سطوح مختلف و شاخههای متفاوت عهدهدار انجام امور مالی گردند كه شرح آن چنین است:
الف) حسابداری
فارغالتحصیلان میتوانند در كلیه موسسات و واحدهای تجاری، اعم از دولتی یا خصوصی به عنوان حسابدار در شاخههای زیر مشغول كار شوند:
حسابداری مالی: در كلیه شركتها و موسسات تجاری و غیرانتفاعی.
حسابداری صنعتی : در كلیه واحدهای صنعتی و شركتهای تولیدی.
حسابداری دولتی : در كلیه سازمانها و ادارات دولتی به عنوان حسابدار یا عامل ذیحساب.
حسابداری مالیاتی : در ادارات دارایی.
حسابداری بیمه : در موسسات بیمه .
حسابداری بانكها : در شعبهها و سرپرستی بانكها .
حسابداران پس از مدتی اشتغال به كار حسابداری میتوانند در سمت مدیریت مالی واحدهای تجاری ، ایفای نقش نمایند.
ب ) حسابرسی
فارغالتحصیلان رشته حسابداری قادرند با توجه به شاخههای حسابداری در بند الف در حرفه حسابرسی شاغل شوند. شاغلان حرفه حسابرسی در یك تقسیمبندی كلی به دو گروه اصلی تفكیك میشوند :
حسابرسان داخلی : این گروه از حسابرسان ، كارمند واحد مورد رسیدگی هستند، و در واقع رابط میان هیات مدیره و شركت بوده و گزارش رسیدگی خود را به طور هفتگی ، ماهانه یا سالانه به مدیرعامل و هیات مدیره ارائه میدهند . این گروه از حسابرسان عملیات داخل واحد تجاری را رسیدگی میكنند.
حسابرسان مستقل: این گروه از حسابرسان، افرادی هستند كه در موسسات حسابرسی مشغول كار هستند و بر اساس قرارداد میان شركتها یا سازمانها با این موسسات، عملیات حسابداری و مالی واحد تجاری را بر اساس اصول و موازین حسابداری مورد رسیدگی قرار میدهند و گزارش خود را به مجمع عمومی صاحبان سهام ارائه میكنند. در واقع حسابرسان مستقل رابط میان صاحبان شركت و هیات مدیره شركت میباشند.
در حال حاضر در ایران ، سازمان حسابرسی به عنوان یك سازمان دولتی ، بزرگترین موسسه حسابرسی است و در كنار آن سایر موسسات حسابرسی دولتی و خصوصی مشغول فعالیت میباشند.
تواناییهای مورد نیاز و قابل توصیه:
داشتن شم ریاضی در رشته حسابداری از اهمیت بسیاری برخوردار است. به همین دلیل دانشآموزان رشته ریاضی در این رشته موفقتر هستند. البته این بدان معنا نیست كه دانشآموزان رشته علوم انسانی قادر به ادامه تحصیل در رشته حسابداری نیستند بلكه باید تلاش كنند تا از دانش ریاضی خوب و یا حداقل متوسطی برخوردار باشند.
همچنین یك حسابدار باید بتواند بخوبی گزارش كارهای خود را ارائه دهد. بنابراین باید در ادبیات فارسی مسلط بوده و نگارش خوبی داشته باشد. این ویژگی بخصوص در سطوح بالاتر این رشته یعنی حسابرسی و مدیریت مالی اهمیت بسیاری دارد.
در آزمون هر سه گروه آزمایشی درس ریاضی به عنوان مهمترین درس این رشته ضریب 4 دارد.
دانشجوی حسابداری باید صادق و رازدار باشد چون در آینده تمام اسناد و مدارك یك سازمان را در اختیار دارد و اگر فرد رازدار و در كل با اخلاقی نباشد لطمات زیادی به آن شركت و در نهایت به جامعه وارد میآورد. این مساله بخصوص در حسابرسی اهمیت بیشتری دارد زیرا اگر یك حسابرس كه وظیفه بررسی گزارشات مالی یك سازمان و تایید صحت و سقم آن را بر عهده دارد، درستكار نبوده و یا شهامت ابراز مشكلات را نداشته باشد، میتواند به نابسامانیهای اداری و مالی یك جامعه دامن بزند.
و بالاخره یك حسابدار برای موفقیت در این دنیای پر از رقابت و تغییر و تحول باید خلاق، مبتكر، صبور و منضبط باشد.
علاقه به امور مالی و تجزیه و تحلیلهای آن، عامل موفقیت دانشجوی حسابداری است.
وضعیت ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر:
تا مقطع دكترا امكان ادامه تحصیل وجود دارد.
نظر یك فارغالتحصیل مشغول به كار در این رشته :
دانشجوی این رشته باید تحمل ساعتها كار در پشت یك میز و صندلی و سرو كار داشتن با اعداد و ارقام را داشته باشد. همچنین باید دقیق و منظم باشد تا در جمعبندی اعداد و ارقام دچار مشكل نگردد.»
وضعیت نیاز كشور به این رشته در حال حاضر:
آموزش حسابداران و شركت موثر آنها در فراهمآوری اطلاعات مالی دقیق و قابل اعتماد، و تجزیه و تحلیل این اطلاعات برای توسعه پایدار در كشور در حال توسعهای مانند ایران اهمیت فراوانی دارد. چرا كه وجود اطلاعات دقیق، اعتماد برانگیز، بموقع و مربوط به فعالیتهای اقتصادی، نه تنها لازم بلكه حیاتی است. علاوه بر این اطلاعات مالی حاصل از فعالیتهای اقتصادی كه بوسیله نظامهای حسابداری گزارش میشود، میتواند از انحراف مسیر پیشبینی شده ، اتلاف منابع اقتصادی و اخلال در برنامههای توسعه اقتصادی جلوگیری كند.
دكتر ثقفی نیز در این باره میگوید:« چون این رشته فقط به كلاس و معلم نیاز دارد متاسفانه در سالهای اخیر، بسیاری از شهرهای دورافتاده كه حتی یك حسابدار مجرب و متخصص ندارد، رشته حسابداری را با استفاده از اساتید كمتجربه دائر كرده است و در نتیجه فارغالتحصیلان دانشگاههای فوق حسابدارانی ناكارآمد هستند كه نمیتوانند، جذب بازار كار شوند. البته آنچه گفته شد شامل حال فارغالتحصیلان توانمند این رشته نمیشود چون هر فرد سرمایهگذار و هر موسسه اعتباری برای سرمایهگذاری یا اعتبار دادن به حسابدار نیاز دارد. »
نكات تكمیلی :
چند سال پیش وقتی كه آقای . ت ریاست یكی از كارخانههای ایران را بر عهده گرفت با اخمهای در هم و چهرههای عبوس كارگرانی روبرو شد كه 6 ماه بود حقوق نگرفته بودند و امید چندانی نیز به رئیس جدید نداشتند. اما رئیس جدید كه فارغالتحصیل رشته حسابداری بود با مدیریت قوی و درست خویش نه تنها كارخانه مورد نظر را از ورشكستگی نجات داد بلكه امروزه این كارخانه یكی از بهترین كارخانههای كشور است كه محصولات آن به خارج از كشور صادر میگردد و در حال حاضر نیز نحوه كار رئیس یاد شده به عنوان یك شیوه نوین در دانشگاهها تدریس میشود.
آنچه خواندید سرگذشت واقعی یكی از كارخانههای كشور است.
مقدمه:
علمای علم مدیریت، مدیریت را علم و هنر اداره کردن و سرپرستی نمودن گروهی از افراد در جهت نیل به اهدافی خاص تعریف نموده اند. مدیران در سازمان در پی آن هستند با حداقل امکانات حد اکثر استفاده و مطلوبیت را از آن خود نمایند.
یکی از ابعاد بسیار مهم سازمان به عنوان نظامی، فنی و اجتماعی در حال حاضر، استفاده از بهترین شیوه ی بکارگیری از دارایی های موسسه است.
با توجه به این نکته ما میدانیم که قسمت عمده ای از دارایی های موسسات در موجودی انبارهای آن موسسات نهفته و انباشته شده است.
مدیریت مالی، تدارکات و انبارها به دنبال آن هستند تا بهترین ترکیبی را که متضمن حد اکثر سود و یا حداقل هزینه برای موسسه باشد را معین نمایند و برای این منظور از فنون و علوم مدیریت صنعتی و بازرگانی بهره ی شایانی می برند.
چرا که زمان و هزینه از عناصر اصلی تصمیم گیری مدیریت به شمار می آید جهت مدیریت صحیح سیستم های انبار داری و طراحی آنها و همچنین طراحی مدل هایی متناسب با موسسات و استفاده از دانش و تکنیک های متنوع از رشته های مختلف ضروری می باشد.
امروزه یکی از مشکلات مهم در موسسات صنعتی عدم وجود انبار دارهای با تجربه و نبود سیستم متناسب انبار داری همراه با نوع محصول است. اغلب مدیران و صاحبان صنایع از بازرگانان سابق می باشند و انگیزه ی آنها برای ورود به صنعت انگیزه ی سود جویانه ای می باشد که این نوع صنعتی شدن معمولا به صورت چشم بسته و بدون اطلاع صورت می گیرد. اینگونه مدیران از فنون و روشهای مدیریت صحیح انبارها نیز بی اطلاع هستند و برای مدیریت مشاغل خود از تجربیات تجاری که قبلا کسب کرده اند بهره می گیرند. تنها تعداد محدودی از موسسات تولیدی هستند که کم و بیش به اهمیت کنترل مواد و کالا ها و استفاده از سیستم های کنترل موجودی انبار به عنوان ابزاری مدیریتی واقف هستند و اقداماتی جهت برقراری آن نموده اند و بقیه فاقد سیستم صحیح انبار داری می باشند.
اینگونه موسسات به دلیل عدم دسترسی به اطلاعات درست و به موقع از موجودی ها و میزان و نوع آنها قادر به تهیه و تدارک موجودی های مورد نیاز به موقع و با صرفه ی کامل نیستند و مسلم است که دچار مشکلاتی در این زمینه اند و در جستجوی متخصصین انبار داری و تهیه ی سیستم انبار به مشکل برخورد خواهند کرد.
لذا لازم است تا مدیران با برنامه ریزی صحیح و استفاده از انبار داران با تجربه نسبت به تهیه و تنظیم یک سیستم انبار داری صحیح اقدام کنند.
شرایط کشور و نیاز به انبار داری
در واقع انبار داری در بخش های مختلف تولید و صنعت و روش های مختلف تولید متفاوت می باشد و هر نوع تولیدی متقاضی نوعی از سیستم انبار داری است که برای آن بخش از تولید مناسب می باشد.
سیستم انبار داری بسته به نوع مدیریت و شرایط اقتصادی و سیاسی کشور ها متفاوت می باشد. از آنجا که تهیه ی ملزومات مصرفی و مداد اولیه برای تولید باید از بازار کالا و مواد اولیه تهیه شود و همچنین محصولات ساخته شده در بازار کالا و خدمات به فروش برسد پس می توان گفت که شرایط بازار هر کشور و تورم موجود در اقتصاد آن کشور می تواند رابطه ی زیادی با پیش خرید و انبار شدن مواد و همچنین نیاز به انبار داری داشته باشد.
به طور مثال در کشور ما ممکن است با توجه به شرایط تورمی حاکم و بی ثباتی بازار کالا و مواد اولیه، قیمت یک کالا دائما در حال افزایش باشد و برای جلوگیری از متضرر شدن در آینده بخش های تولیدی مجبور خواهند بود تاکالا هایی را که برای شش ماه آینده نیاز خواهند داشت را امروز خریداری نمایند و برای شش ماه آینده به صورت ذخیره نگهداری کنند تا با این کار از پرداخت هزینه ی بیشر برای خرید مواد جلوگیری کنند.
اما مشکلی که اینجا وجود دارد این است که آنها با این کار خود هزینه ی انبار داری را نیز افزایش خواهند داد. با این حساب این هزینه نیز روی بهای تمام شده ی کالا اثر خواهد گذاشت و قیمت محصول ساخته شده را نیز به اندازه ی هزینه ی انبار بالا خواهد برد.
از مزایای انبار کردن در این شرایط این است که به طور مثال بازار امروز نیازمند محصولی خاص از تولیدات ما می باشد و با توجه به این نیاز ما نیز اقدام به افزایش تولیدات خود خواهیم نمود، اگر یکی از قطعات مورد نیاز ما در عرض یک ماه 50% افزایش قیمت داشته باشد قیمت آن قطعه نیز روی قیمت ما اثر خواهد گذاشت اما با توجه به موجود مواد در انبار نیازی به مراجعه ی مجدد به بازار مواد نخواهد بود و ما می توانیم قطعه ی مورد نظر را از انبار تهیه کنیم و با این کار فقط هزینه ی انبار داری یک ماه را پرداخت کنیم.
ممکن است تولید کننده مجبور باشد به دلیل عدم دسترسی به یک قطعه در بازار داخلی، آن قطعه را از کشوری دیگر وارد کند و به خاطر تحریم هایی که علیه کشور صورت گرفته است امکان وارد کردن قطعه وجود نداشته باشد پس با توجه به این شرایط تولید کننده مجبور است کالاهای وارداتی خود را قبل از این که تحریم صورت گیرد به مقدار نیاز چند سال وارد کرده و آن ها را انبار کند و با این کار متحمل هزینه ی انبار داری شود.
عکس شرایط بالا نیز در بعضی از کشور ها و موسسات آنها ممکن است اتفاق بیافتد:
یعنی با توجه به شرایط بازار و اوضاع اقتصادی یک کشور کمپانی ها و موسساتی مثل تویوتا(Toyota) قادر خواهند بود سیستمی را به اجرا در بیاورند که انبار داری آن را تقریبا به صفر برسانند و انبار مواد و محصولات آن ها همیشه به روز باشد.
در شرایطی که این گونه کمپانی ها در آن قرار دارند فقط کافیست تا با اطلاع از خواسته های مشتری و مطالعه ی نیاز های آن ها برنامه ریزی برای تولید صورت بگیرد تا هیچ نیازی به انبار نباشد. یعنی مواد به طور مستقیم از بازار وارد خط تولید شود و بعد از اتمام کارهای تولیدی وارد بازار محصول گردد.
پس با توجه به شرایط کشور ما و در دسترس نبودن به موقع مواد در بازار لزوم انبار و سیستم مناسب انبار داری کاملا ضروری به نظر می رسد و حذف آن از بخش تولید نیز تقریبا غیر ممکن است.
در اینجا به نوع سیستم انبار داری در شرکت های الکترونیکی می پردازیم.
امام علی (ع): علم قدرت است، هرکس آن را بیابد به وسیله آن برتری یابد و هرکس آن را نیابد بر او غلبه پیدا می شود


انجام کلیه خدمات حسابداری
اعرام حسابداران باتجربه
تهیه آموزش و ارسال نرم افزارهای حسابداری
مشاوره مالیاتی
مشاوره امور بیمه
09353635919
11 قانون اصلی برای برقراری ارتباط انسانی
انستن چگونگی رفتار با مردم به اندازه شایستگی های
فـنـی و مـدیریتی اهمیت دارد. به بدترین كارفرمایی كه تـا
حـال داشـتـه ایـد فـكر كـنـید. بـیـاد آوریـد كـه چطـور فقدان
مهارتهای رفتار با دیگران در او باعث دلسردی و عدم بهره
وری دیگران و خروج شما با نا امیدی گردید.
یك انسان موفق نیمی كارمند است، نیمی سیاستمدار.
او می داند كار كردن با دیگران بخصوص در دنیای كنـونـی
كـه مملو از انسانهای دمدمی مزاج و زود رنج اسـت، روال
ارتباطی خاصی را می طـلبد. او سـخـن یـكـی از بــزرگان
جامعه شناس كـه "هنـگـام برخورد با مردم بخاطر داشـته
باشید با مخلوقات منطق طرف نیستید،بلكه با مخلوقـات
احـساسـات، مـوجوداتـی كه سرشار از تبعیض، روحــیات
پیشداوری و تعصب می باشند، و با غرور و خودبینی دست بگریبانند طرف هستــید،" را مد نظر دارد.
در ایـن قسمت برخی از قـوانـیـن اصـلـی ارتـبـاطات انـسانی در فضای كاری را مشاهده میكنید. برای مهارت یافتن در آنها، باید این قوانین را جزئی از خود درآورید.
1- دیگران را با نام صدا بزنید
این خوشایند ترین صدا برای گوش هر كسی است. وقتی نام فردی را بكار می برید، در حقیقت پیغام خود را به صـورتی اختصاصی و تـنها برای شـخـص او مبـدل مـی سـازیــد. همچنین علاقمندی و میزان اهمیت شما را نسبـت به فرد میـرسـاند. این یك ابزار ساده فریبنده برای كاستن از جبهه گری های شخص می بـاشـد چـرا كه یك نوع وجه ضمان و تـعهــد بـوجود می آورد. جملات خود را با اسامی افراد آمیـخته، و بـا سـؤالاتــی نــظـیـر، "علی، امروز خوب هستی؟" آغاز كنید.
2- اشتباه خود را بپذیرید
ممكن است تصوركـنید كه اگر اشتباهی كه مرتكب شده اید را بگردن نگیرید، وجهه خود را از دست خواهید داد. این كار درست نیست. اعتراف به اشتباهات در مـحیط كـار یكی از ستوده ترین اعمال است چون اندك افرادی مبادرت به آن می نـمایـنـد. بـیـامـوزیــد كه چـگونه تـكبـر و خـودخـواهـی را كنار گذاشته و بپذیرید كه كامل نیستید. فقط در این كـار زیاده روی نكنید مثلا لازم نـیست با عذرخواهی های فـراوان در جـلسـات اقـدام به بیان اشتباهات خود نمایید. یك جمله "من اشتباه كردم و متوجه آن میشوم،" كفایت میكند.
3- دیگران را با معیارهای بالا درنظر بگیرید
اندك افرادی در بین ما، كه معمولا عقل كل خطاب میگردنـد، بـنـظر می رسد اینگونه فكر میكنند كه هیچ كسی جز خودشان قادر به انجام صحیح امور نمیباشد. جزء این گروه از افراد نباشید. به قابلیتهای دیگران اعتماد كنـید. در واقـع به آنـهـا در انـجام دادن كارها به بهتریـن وجـه ممـكن اطـمـیــنان داشتـه بـاشید. ایـن به مـعنای داشتن انتظارات بیش از حد نیست. باور داشتن یك فرد او را تشـویـق بـه انـجـام كـارها با حداكثر توان نموده و از نا امیدی جلوگیری بعمل می آورد.
4- علاقه ای صادقانه و صمیمی از خود نشان دهید
"كارها خوب پیش میره علی جان؟خوبه، میشه این پرونده ها رو برام چك كنی؟" این به معنای ابراز علاقه نبوده و بیشتر به دوستی خاله خرسه شباهت دارد. هر فردی در دفتر كار شما دارای سابقه ای غنی از علایق، تجارب و سلایق می بـاشد. حـتـی اگر نقطه اشتراكی با هم ندارید، در مورد اطرافیانتان اطلاعات كسب كنید.
اگر یكی از همكاران شما گفت كه شركت در گیم های آنلاین را دوست دارد، در مورد آن از او سؤال نمایید-- حتی اگـر بـرای شـما جالب نیست. نه تنها میتوانید چیز جدیدی یاد بگیرید، اگر در آینده به آن گرایش پیدا كنـیـد، از امتیازاتـی برخوردار خواهید گشت. مردم دوست دارند كه دیگران آنها را بخاطر داشته باشند.
به سخن خود مشغول بوده و بدانید چه وقت باید آنرا بیان كنید...
- از دیگران تعریف و تمجید نمایید
فقط نگویید "خوب بود." در مورد تعریف خود صریح تر بوده و نشان دهید كه در مورد آنچه كه فرد در حقیقت انجام داده آگاهی دارید. "علی، تـو خیـلی خوب جلسه را اداره كردی بخصوص وقتی هـمـه از مسیـر مـوضوع اصـلـی منـحرف شده بودند،" این یك مثال خوب است. در عین حال سعی كنید به ندرت و فقط زمانی كه واقـعا نـیـاز است انتقاد نمایید. انتقاد را طوری بیان كنید كه مانند یك نصیحت سازنده از طرف دوسـتـی قـابـل اعـتـمــاد در نظر گرفته شود.
6- مراقب حرفهایتان باشید
اگر تصمیم پیگیری كاری را ندارید، نگویید كه آن را انـجـام خواهید داد. اعتبار شما ارتباط تنگاتنگی با كلامتان دارد. اگر به قول خود عمل نكنید، در مـورد كـارهـای بـزرگ بـه شـما اعتماد نشده و در نتیجه پیشرفتی نخواهید كرد.
7- قدردانی و سپاسگزاری كنید
اگر فـردی لـطفـی به شما كرد، و یا برای انجام كاری برای شما از خواسته خود گذشت، مطمئــن گردید كـه بـه این سـعی و تـلاش آگـاه شوید. شما بخودی خود مستحق لطف نـبـوده و كسـی بــه شما بدهكار نیست. اگر مورد لـطـف واقـع شـدید، تـشـكر نـمـوده و درعوض مقابله بمثل كنید.
8- با فكر و با ملاحظه باشید
هـرگز تـصور نـكیند كه دیگران سخنان شما را مساعد و ارزشمند تلـقـی خـواهـنـد كـرد. برخی افراد بصورت طبیعی تك تك كلماتی كه شخص بـیـان می كنـد را بـرای یـافــتن یك رودررویی شخصی مورد جستجو قرار می دهند. شما نمی تـوانیـد اینگونه افراد را تغییر دهید، اما قادرید نزد آنها حرف های خود را با دقت سازمان دهی نمایید. پیش از صحبت كـردن فكر كنید و مطمئن شوید كه هیچ ابهامی كه باعث سوء تعبیـر شـود در سـخـنـان شما وجود ندارد.
همچنین میتوانید سـعی در فهمیدن نقطه نظرات دیگران نمایید تا از بروز سوء تفاهمات ممانعت بعمل آورید. ممكن است عمیقا" اعتـقـاد بر حـقانـیـت خـود داشـتـه باشید، اما متوجه گردید كه دیگران به همین منوال درباره عقاید و باورهایشان می اندیـشند. شما باید نظرات آنها را محترم شمرده و ببینید چرا آنها اینگونه فكر میكنند. بجای مـشاجره از دیگران بخواهید در مورد مواضعشان توضیح دهنـد. مجـبـور نیـستـید مـوافــقت كنید، اما میتوانید بگویید، "من متوجه هستم شما چه می گویید."
9- از خود گذشتگی كنید
گه گاهی از مكان شغلی خود خارج شده و به دیگران در كـارهـایشـان كـمك نمایید. این عمل را بدون اینكه از شما درخواست شود انجام دهید. گفتن، "كمك لازم نـداری؟" یــك تاثیر دوگانه در پی دارد. ابتدا، شما دیگران را تشویق بـه از خـود گـذشتـگی نـمـوده و در نتـیـجـه مـحیـط كـاری مثـبـت تـری ایـجاد خـواهد شـد. دوم، بـرای خود لطفی متعاقب را خریداری میكنید، چرا كه مهربانی همیشه بازمیگردد.
10- متواضع و فروتن باشید
تلاشهای مشهود برای تحت تاثیر قرار دادن همكاران و اشخاص مافوق نـتـیجه عكس به همراه خواهد داشت. هیچكس آدم خودنما را دوست ندارد. اگر میــخواهید كمالات شما تـوسـط دیـگران تصدیق شوند، كافی است تمرین بردباری بیشتری بنمایید. كامیابیـهای شما زمانی مصداق واقعی پیدا میكنـند كـه اجازه دهید دیگران خود متوجه آنها گردند نه اینكه مرتب صحبت از آن بمیان آورید.
11- به حفظ آبروی دیگران كمك كنید
هـر كسی اشتباه می كـنـد. بــه دفعه قبلی كه اشتباهی خجالت آور مرتكب شدید فكر كنید. دوست نداشتید كسی بیـایـد و اشـتـباه شـمـا را كـوچـك جلوه داده و از جدیت آن بكاهد؟ پس همین كار را شما در مورد دیگران انجام دهید. با خنـدیـدن به اشتباهی كه شخص ( نه با خندیدن به خود شخص ) مرتكب شده بهمراه ضربه ای دوستانه به شانه هـای او از پریشانیش كاسته و بگویید، "این برای بهترین افراد این شـركـت هـم مـمـكـن است پیش بیاید." با این كار به او و به دیگران اطمینان میدهید كه دنیا به پایان نرسیده است. اگر مـــناسب است، بجای جلب توجه بی مورد نسبت به اشتباه رخ داده، هیـچ چیزی نگویید.
پاكسازی میدان مین
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
محیط كاری می تـواند میـدان میـنی از اشـخاص زود رنـج و احـساساتـی بـاشــد. دارای خصوصیات خود بودن آن را خنثی نمی كـنـد. بـا دانسـتـن قـوانـیـن بـرخـورد بـا دیـگـــران سیاستمدارترین فرد محل كار خـود بـاشـید. امـروزه، كـارمنــدانی كه از روابط انسانی به بهترین وجه آگاهی دارند، مناسب ترین افراد برای مدیریت محسوب میگـردند. كـارفرمای شما احتمالا این موضوع را دانسته و به آن توجه خواهد كرد.
می باشد.www.mardoman.comاین مطلب برگرفته از سایت
ویژگی اول: عزت نفس
اساسیترین مورد این است كه شخص با تمام وجود این حس را داشته باشد كه دارای ارزش است زیرا بدون داشتن این حس شخص قادر نخواهد بود كه از عهده مشكلات و چالشهای موجود بربیاید.
ویژگی دوم: توفیق طلبی
این میل همیشه همراه كارآفرینان و رهبرانی است كه میخواهند كارشان را به بهترین نحو انجام دهند. افرادی كه داری این خصوصیت به میزان بالا هستند هدفگرا، در جستجوی منحصر بفرد بودن ودر حال تلاش برای انجام كارها بر اساس سعی و تلاش خود میباشند و همچنین ریسك پذیرند ولی ریسكهای متعادل.
ویژگی سوم: استفاده از فرصتهای موجود
كارآفرینان مانند كلیه افراد دیگر در جستجوی كسب اطلاعات و تفكیك اطلاعات مفید از اطلاعات غیر قابل استفاده هستند و همانند یك معدنچی در یك معدن طلا از میان هزاران تن سنگ بیاستفاده ناگهان یك تكه طلای كوچك اما با ارزش را پیدا میكند
ویژگی چهارم: مركز كنترل
رهبران و كارآفرینان موفق این ویژگی را كه دارای مركز مدیریت درونی میباشند را به طور بارز از خود نشان دادهاند. و تحقیقات نشان دادهاست كه افرادی كه دارای نیروی درونی مدیریتی هستند بسیار موفقتر از افرادی عمل میكنند كه متكی به یك قوه و مركز مدیریتی خاجی مانند سیستمهای مدیریتی، رئیس، سرنوشت و ذیگر افراد هستند.
ویژگی پنجم: هدف گرا
كارآفرینان معمولا یك هدف را برای خود معین میكنند و بعد برای رسیدن به آن به طور شبانهروز شروع به فعالیت و تلاش میكنند.
ویژگی ششم: مثبت اندیشی
یكی از ویژگیهای مورد تاٌكید در كارآفرینان و رهبران موفق خوشبین بودن آنهاست. آنها اگر كه با مشكلات مواجه شوند آن را به عنوان یك چالش مینگرند و اگر با موانع روبرو شوند آن را به عنوان یك مسیر جدید تلقی میكنند و اگر كه به آنها نه گفته شود میگویند شاید حالا امكانپذیر نباشد اما من میدانم كه نظر شما بعدا عوض خواهد شد.
ویژگی هفتم: شجاعت
در مورد كارآفرینان همیشه گفته میشود كه آنها ریسكپذیرند. بسیاری از افراد سازمانهای دولتی و شركتهای بزرگ و قدیمی را مكانهای بسیار مطمئنی میپندارند و شخصی كه میخواهد از این محیط امن خارج شود و در دنیای سرد و خشن امروزی اقدام به راهاندازی كسب و كار آن هم از صفر بكنند باید كه شجاعت بسیاری داشته باشد.
ویژگی هشتم: قدرت تحمل ابهامات
این عبارت به موضوع صبر و تحمل كارآفرین در برابر ابهامات، پیچیدگیها و. موقعیتهای رسیك پذیر مربوط میشود. اشخاصی كه قدرت تحمل آنها پایین است معمولا بهسمت مشاغل دولتی یا سازمانهای بسیار بزرگ كه تغییرات بهصورت اندك در آنها اتفاق میافتد، میروند زیرا شركتها و كسب و كارهایی كه بتازگی راهاندازی شدهاند فضا و جوی در آنجا وجود دارد كه همه چیز تازه است و گاهی اوقات هنوز هیچگونه خطمشی برای هدایت عملكرد دستگاه وجود ندارد.
ویژگی نهم: انگیزه درونی بالا
انگیزههایی كه رفتار ما از آن شكل میگیرد از دو منبع مشتق میشوند: درونی(باطنی)و خارجی. عوامل داخلی عبارتند از نیاز، میل، انگیزه، و نیرو. عوامل خارجی عبارتند از هر چیزی كه از سوی محیط اطراف بتواند بر انگیزه تاثیر بگذارد مانند تنبیه و پاداش. در مورد كارآفرینان مهمترین عامل موثر بر انگیزه از درون آنها شكل میگیرد
تبلیغات


